تبلیغات اینترنتیclose
سايه ي ديوار ::سخن از گل به زبان آري و جز خار نداري (مهدی سهیلی)
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سايه ي ديوار

 

 


سخن از گل به زبان آري و جز خار نداري
شوق گفتار به دل داري و كردار نداري

نقشه ها در سر خود مي كشي اما هنرت كو
نقش يك دايره در گردش پرگار نداري

جلوه ها ميكني و بر تو كسي دل نسپارد
وده مكن هيچ خريدار نداري

روزگاري كه برادر ز برادر بگريزد
كنج آسوده به جز سايه ي ديوار نداري

اي درد كه در سينه ي خاموش تو جوشد
اي بسا درد كه در سينه ي خاموش تو جوشد

ليكن از بيم كسان قدرت اظهار نداري
در كويري كه تو تنهايي و خورشيد گلدازان

چه توان كرد كه جز سايه ي خود يار نداري
راز با چاه بگو در دل شبهاي غريبي

كيه بر دوست مكن محرم اسرار نداري
گريه در خويش كن و با دل خود گرم سخن شو

زندگي رفت و تو در مرگ جواني به فغاني
همتي كن كه دگر فرصت بسيار نداري

 

 

 

مهدی سهیلی

برچسب ها : سايه ي ديوار,

موضوع : لحظه ها و صحنه ها ص5, | بازديد : 348