تبلیغات اینترنتیclose
بي اميد :: در اين غم سرا غمگساري نبود (مهدی سهیلی)
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بي اميد

 


در اين غم سرا غمگساري نبود
بسي ناله كرديم و ياري نبود

اگر لحظه يي خده بر لب نشست
در آن خنده ها اعتباري نبود

همه عمر ما در زمستان گذشت
به يك روز آن هم بهاري نبود

به هر جمع رفتم پريشان شدم
كه جز مردم سوگواري نبود

بسا زنده ديدم در اين خاكدان
كه كاشانه اش جز مزاري نبود

يكي گرد برخاست از اين كوير
دريغا كه با آن سواري نبود

تو گفتي دگر مي شود روزگار
دگر شد ولي روزگاري نبود

مرا مرگ بهتر از اين زندگيست
كه در جبر آن اختياري بود

دلت را مكن رنجه از برد و باخت
كه اين زندگي جز قماري نبود

 

 

مهدی سهیلی

برچسب ها : بي اميد,

موضوع : لحظه ها و صحنه ها ص5, | بازديد : 358