تبلیغات اینترنتیclose
صورتك :: به روشنايي سيماي من نگاه كن (مهدی سهیلی)
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

صورتك


به روشنايي سيماي من نگاه كن
به جان دوست دلم چون شبان تاريكست

به موج خنده ي تلخم فروغ شادي نيست
كه اين نشاط به سر حد گريه نزديكست

مبين به ظاهر آرام و شادمانه ي من
كه بافريب ز شب آفتاب ساخته ام

به خنده ام منگر با تو راست مي گويم
براي چهره ي گريان نقاب ساخته ام

ز آفتاب رخ روشنم فريب مخور
سپهر خاطر من ابرو ديده و بارانيست

ز روح من كويرست در دو روزه ي عمر
اگر گلي به در آيد گل پشيمانيست

نگاه من به نگاهت بهار مي بارد
ولي وراي دو چشمم هزار پاييز ست

به خنده هاي دروغين من اميد مبند
بدان كه جام وجودم ز گريه لبرزست

سكوت مي كسدم خنده روي خاموشم
ولي به خلوت من هر نگاه فريادست

به چهره صورتكي شادمانه برزده ام
بدين فريب گمان ني بري دلم شادست

مرا فريب مده
تو نيز چون مني اي دوست اي هميشه غريب

كه با خزان زدگي چهره ات گلستانست
اگر صورتك از روي خويش برداري

به روشني پيداست
كه فصل عمر تو هم روز و شب زمستان است

 

 

مهدی سهیلی

برچسب ها : صورتك,

موضوع : لحظه ها و صحنه ها ص4, | بازديد : 373