تبلیغات اینترنتیclose
برف زمستان :: نيمشب همدم من ديده ي گريان منست (مهدی سهیلی)
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

برف زمستان


نيمشب همدم من ديده ي گريان منست
ناله ي مرغ شب از حال پريشان منست

در همه عمر دمي خاطر من شاد نبود
گريه انگيز تر از مهر من آبان منست

خنده ها بر لب من بود و كس آگاه نشد
زين همه درد خموشانه كه بر جان منست

به بهارم نرسيدي به خزانم بنگر
كه به مويم اثر از برف زمستان منست

غافل از حق شدم و قافله ي عمر گذشت
ناله ام زمزمه ي روح پشيمان منست

گر به سرچشمه ي توحيد رسم جاويدم
ورنه هر لحظه ي من نقطه پايان منست

در بر عشق بسي دم زدم از رتبت عقل
گفت خاموش كه او طفل دبستان منست

 

مهدی سهیلی

برچسب ها : ,

موضوع : لحظه ها و صحنه ها ص 3, | بازديد : 465