تبلیغات اینترنتیclose
خود سازي :: آي انسان اي اسير دام خاك ( مهدی سهیلی )
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خود سازي


آي انسان اي اسير دام خاك
اي گسسته جان خود را از جان پاك

آن چه فرسياد تو را دلبستگيست
حاصل دليستگي ها خستگيست

از خدا ماندي به خود پرداختي
اهرمن را ديدي و نشناختي

اهرمن در جان نا آرام تست
طعمه هاي دلربا خود دام تست

اين زر و اين سيمها اهريمنست
ظاهرش لذت به باطن شيونست

در ضلالتگاه دنيا گم شدي
بي خدا ماندي و نامردم شدي

عمر رفت و موسم پيري رسيد
فصل دلتنگ زمين گيري رسيد

كوله بار معصيت بر دوش
سوي دنيا عقل و هوش تست

منزل بسيار پيش راه ماست
غافل از آن جا نا آگاه ماست

اي مسافر توشه ات در راه چيست
راه بسيارست و انبانت تهيست

رهروا در راه جاي خواب نيست
مرغ طوفان را مكان مرداب نيست

رود شو مرداب بودن مردنست
زندگي در جنب و جوش رفتنست

گر به دريا مي روي با موج باش
ور به بالا مي پري در اوج باش

بال پروازت ز غفلت ها شكست
بال پروازي نمي آري به دست

مرغك بي پر مشو شهباز شو
تا خدا آناده ي پرواز شو

از ملايك پاي را برتر گذار
تا برندت در حريم كوي يار

گر به پرواز آيي اي شهباز حق
راه يابي در حريم راز حق

مي رسي آن جا كه جز الله نيست
مردد جانان را در انجا راه نيست

آن زمان بيني كه عرشت بسترست
پايگاهت ز آسمان برترست

آن زمان با عرشيانت همسريست
رتبه ي تو رتبه ي پيغمبريست

بر سرير عرش عزت جاي تست
هر ستاره ريگ زير پاي تست

ماه و خورشيدت دو گوي كوچكند
اهل دنيا در نگاهت كودكند

مي رسد بر گوش تو آواز ها
بشوي با گوش جانت رازها

ديده ي معنا نگر پيدا كني
پشت بر دنيا و ما فيها كني

ابلهان رابنگري دينار جوي
از خدا واماندگان دينار گوي

گر كه خواهي راز دان حق شوي
بايد از شيطان به حق ملحق شوي

عقل و چشم و گوش سرمد بايدت
رهنماييچون محمد بايدت

بي دليل ره به گمراهي رسي
اين حقيقت نيست پنهان از كسي

با دليل راه خود دشمن شدي
رهنما را ديدي و رهزن شدي

بر لب دريا نشستي تشنه كام
وز مي عرفان نخوردي يك دو جام

بهر خود گوساله از زر ساختي
روي موسي ديدي و نشناختي

خويش را مرد خدا پنداشتي
ليك بتها در گريبان داشتي

 

مهدی سهیلی

برچسب ها : ,

موضوع : لحظه ها و صحنه ها ص 3, | بازديد : 447