تبلیغات اینترنتیclose
آه ... اي باغ ها :: تير و مرداد تب گرفته رسيد (مهدی سهیلی)
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آه ... اي باغ ها


تير و مرداد تب گرفته رسيد
تاب از من گرفت تابستان

شاخه ي رازقي تب آلوده
زانوها نهاد چون مستان

باغ شد داغ و سرو شد بيمار
گفتي آتش افتاد در بستان

گفتم اي واي من بهار چه شد
باغ را فصل گلفشاني كو

مهر آمد آبان و آذر شد
نوبت غارت خزان آمد

هر چه گل بود و شاخه بود شكست
باغ زين داغ در فغان آمد

زرد شد سبزه ها و مرد درخت
باغ از اين دردها به جان آمد

ن ناله كرد و گفت اي واي
گل مينا و شمعداني كو

دي و بهمن ز گرد راه رسيد
س شد زمستان و كوچه ها يخ بست

دانه دانه چو پنبه هاي لطيف
برف باريد و بر درخت نشست

شاخه هاي ظريف شب بو را
برف سنگين بي حساب شكست

طفل ذوقم بهانه جويي كرد
كه گل زرد و ارغواني كو

وقت اسفند و گل دوباره شكفت
باغ زيبا شد و بهار آمد

برگ را دانه هاي باران شست
آب رفته به جويبار آمد

نسترن روي نرده ها آويخت
گل به هر شاخه بي شمار آمد

از گل سرخ با نسيم بهار
بوي جان آفرين يار آمد

با دل خويش گفتم اي افسوس
در تو آن ذوق نغمه خواني كو

واي آمد بهار و من پيرم
پير را حال شادماني كو

با جواني خوشست دامن باغ
آه اي باغ ها جواني كو ؟


مهدی سهیلی

برچسب ها : آه ... اي باغ ها,

موضوع : لحظه ها و صحنه ها ص 3, | بازديد : 435