تبلیغات اینترنتیclose
خوشا وقت :: من از خشم تو پژمردم بهارم كن به لبخندي (مهدی سهیلی)
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خوشا وقت


من از خشم تو پژمردم بهارم كن به لبخندي
چه باشد گر برآري آرزوي آرزومندي

ز گيسويت پريشانم قسم بر نوش لبهايت
تو خود داني كه شيرين تر از اينم نيست سوگندي

تو را مانند گل گفتم ز داغ شرم مي سوزم
ز چشم آينه ديم كه تو بر خويش مانندي

تو را با اشك پروردم چه باكم گر نميداني
نداند تلخي رنج پدر را هيچ فرزندي

شب و روزي به خود ديدم كه دل مي لرزد از يادش
شبان گريه خيزي روزهاي ناله پيوندي

به درد خويش مي گريم به كار خويش مي خندم
اگر بر چهره ام ديدي پس از هر اشك لبخندي

به زير سقف مينايي ندارم رنج تنهايي
كه دارم عالمي شب ها به ياد يار دلبندي

زمستان جوانمرديست درد خويش پنهان كن
كه هرگز بر نيايد ز آستين دست سخامندي

خوشا وقت سبكباري كه از ملك جهان دارد
رفيقي خواب امني لقمه ناني روح خرسندي

 

مهدی سهیلی

 

برچسب ها : خوشا وقت,

موضوع : لحظه ها و صحنه ها ص 3, | بازديد : 752