تبلیغات اینترنتیclose
هودج مهتاب :: هر زمان بانگ خوش نامه رسان مي آيد (مهدی سهیلی)
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

هودج مهتاب

 


هر زمان بانگ خوش نامه رسان مي آيد
بر تن خسته ام از شوق تو جان مي آيد

نتا صداي تو به گوشم رسد از رشته ي سيم
دل من لرزد و جان در هيجان مي آيد

نيمشب ياد تو در هودج مهتاب خيال
چون عروسيست كه بر تخت روان مي آيد

ز نگاه تو دلي نيست كه عاشق نشود
نازم آن چشم كه تيرش به نشان مي آيد

مي پرد خواب ز چشم همه كس تا دل شب
هر كجا قصه ي زلفت به ميان مي آيد

به دعا ميطلبم صبح درخشان تو را
هر سحرگاه كه گلبانگ اذان مي آيد

از غم عشق ز دل ناله برآرد تا صبح
مرغك خسته كه شبها به فغان مي آيد

تا كه فرزند سفر كرده ز راه آيد باز
پدر منتظر از غصه به جان مي آيد

اي جوانان در بر پيران چو رسي طعنه مزن
هنر تير زماني ز كمان مي آيد

شمع بزم سخنم شعر تب آلوده ي من
شعله هاييست كه از دل به زبان مي آيد

هوشياران همه سرمست غزلهاي منند
مگر اينسان هنر از پير مغان مي آيد

 

 مهدی سهیلی

 

هودج . [ هََ / هُو دَ ] (ع اِ) چیزی چون سبدی بزرگ و سایبانی

 بر سر آن که بر پشت اشتر نهند و بر آن نشینند و آن مانند کجاوه

 و پالکی جفت نیست . (یادداشت مؤلف ). کجاوه ای که در آن زنان نشینند

 و عماری شتر. (غیاث ). هوده . بارگیر. (منتهی الارب ) :
ز ایوان شاه جهان تا به دشت
همی اشتر و اسب و هودج گذشت .

برچسب ها : هودج مهتاب,

موضوع : سرود قرن بخش اول , | بازديد : 748