تبلیغات اینترنتیclose
طلاي صبح :: خيال تو دل ما را شكوفه باران كرد (مهدی سهیلی)
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

طلاي صبح

 


خيال تو دل ما را شكوفه باران كرد
نميرد آن كه به هر لحظه ياد ياران كرد

نسيم زلف تو در باغ خاطرم پيچيد
دل خزان زده ام را پر از بهاران كرد

چراغ خانه ي آن دلفروز روشن باد
كه ظلمت شب ما را ستاره باران كرد

دو چشم مست تو نازم به لحظه هاي نگاه
كه هر چه كرد به ما ناز آن خماران كرد

من از نگاه تو مستم بگو كه ساقي بزم
چه باده بود كه در چشم نازداران كرد

به گيسوان بلندت طلاي صبح چكيد
ببين كه زلف تو هم كار آبشاران كرد

دو چشم من كه شبي از فراق خواب نداشت
به ياد لاله ي رويت هواي باران كرد

به روي شانه ز بلبل به شوق يك گل خاست
چنين هنر غم دلدادگي هزاران كرد

گلاب مي چكيد از خامه ات به جام غزل
شكفته طبع تو را روي گلعذاران كرد

 

مهدی سهیلی

برچسب ها : طلاي صبح,

موضوع : سرود قرن بخش اول , | بازديد : 535