تبلیغات اینترنتیclose
سفر مكن :: هر چه كني بكن ولي (مهدی سهیلی )
پیچک ( مهدی سهیلی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سفر مكن


هر چه كني بكن ولي
از بر من سفر مكن

يا كه چو مي روي مرا
وقت سفر خبر مكن

گر چه به باغم ستاده ام
نيست توان ديدنم

شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مكن
روز جدايي ات مرا يك نگه تو ميكشد

وقت وداع كردنت
بر رخ من نظر مكن

ديده به در نهاده ام
تا شنوم صداي تو

حلقه به در بزن مرا
عاشق در به در مكن

من كه ز پا نشسته ام
مرغك پر شكسته ام

زود بيا كه خسته ام
زين همه خسته تر مكن

گر چه به دور زندگي
تن به قضا مهاده ام

آتشم اين قدر مزن
رنجه ام اين قدر مكن

بوسف عمر من بيا
تنگدلم براي تو

رنج فراق مي كشد
خون به دل پدر مكن

هر چه كه ناله مي كنم
گوش به من نميكني

يت كه مرا ز دل ببر
يا ز برم سفر مكن

 

مهدی سهیلی

برچسب ها : سفر مكن,

موضوع : سرود قرن بخش دوم, | بازديد : 318